على ربانى گلپايگانى
260
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
نزد خود خوانده و پس از حمد و ثناى خداوند و بيان مطالبى مهم براى مخاطبان ، دست على عليه السّلام را بالا برد تا همگان او را مشاهده كنند ، و فرمود : « من كنت مولاه فهذا علي مولاه » . اكنون بايد ديد مقصود از مولى در اين حديث چيست ؟ اهل سنّت آن را به محبّت و دوستى تفسير كردهاند ، ولى از نظر شيعه مقصود از آن زعامت و رهبرى جامعهى اسلامى است ، زيرا يكى از كاربردها يا معانى لفظ « مولى » اولويت در تصرّف امور ديگران است . بر اين اساس ، معناى حديث اين است كه هركس مرا به عنوان مولاى خود كه در تصرّف در امور او بر ديگرى و حتّى بر خود او سزاوارترم ، قبول دارد ، على عليه السّلام مولاى او خواهد بود ، و چنين ولايتى را بر او خواهد داشت . قراين عقلى و لفظى بسيارى اين نظريه را اثبات و تأييد مىكند . 1 . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مقدمهى خطابهى خود مسألهى ولايت خود بر مؤمنان را يادآور شد كه خداوند فرموده است : النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ « 1 » اين مطلب قرينهى روشنى بر مقصود از ولايت در جملهى « من كنت مولاه فعلي مولاه » مىباشد . اگرچه اين مقدّمه را همهى راويان حديث غدير نقل نكردهاند ، ولى آنان كه نقل كردهاند نيز بسيارند . « 2 » 2 . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله قبل از آنكه جملهى « من كنت مولاه . . . » را بگويد ، در مورد شهادتين ( شهادت به توحيد و نبوت ) از مسلمانان اقرار گرفت ، آنگاه فرمود : چه
--> ( 1 ) . احزاب / 6 . ( 2 ) . به المراجعات ، مراجعهى شمارهى 54 و الغدير : 1 / 371 رجوع شود .